تاریخ : دوشنبه, ۱۰ بهمن , ۱۴۰۱ Monday, 30 January , 2023

زهد و بی رغبتی به دنیا 

بی رغبتی به دنیا و زهد داشتن، از بزرگترین آسایش و آرامش انسان مومن محسوب می شود. کسی که خودش را در دنیا به دنیا فروخته و در مقابل به خواسته های مادی خودش رسیده و هیچ بهره ای از معنویت ندارد، این زاهد است و انسان زاهد از چنین زندگی و دنیایی مذموم بیزار و جداست.

فی الکافی، عن الباقر(علیه السلام): سَمعتُ جابرَ بنَ عبدالله یقول: انّ رسولَ الله (صلی الله علیه وآله) مرّ بِنا ذاتَ یومٍ و نحن فی نادینا و هو علی ناقَتِه و ذلک حینَ رجَع مِن حَجّهِ الوداع فَوَقَف علینا فسَلّم فرَدَدنا علیه سلامَه ثمّ قال: ما لی أری حُبَّ الدنیا قد غَلب علی کثیرٍ من الناس حتّی کأنّ الموتَ فی هذه الدنیا علی غیرِهم کُتِب و کأنّ الحقَّ فی هذه الدنیا علی غیرِهم وَجب و حتّی کأن لم یَسمَعوا و یَرَوا مِن خَبرِ الامواتِ قبلَهم سبیلُهم سبیلُ قومٍ سَفرٍ عَمّا قلیلٍ إلیهم راجعون یُبَوِّئونَهم اجداثَهم و یأکُلون تُراثَهم فیَظُنّون أنّهم مَخلَّدون بعدَهم هیهاتَ هیهات أ ما یَتَّعظُ آخِرُهم بأوّلِهم! لقد جَهِلوا و نَسُوا کلَّ واعظٍ فی کتاب الله و أمِنوا شَرَّ کلِّ عاقبهِ سَوءٍ و لم یَخافوا نُزولَ فادحهٍ و بَوائِقِ حادثَه.

حضرت باقر(علیه السلام) روایت می کنند از جابر بن عبدالله، سند روایت سندِ معتبری است. می گوید جمع شده بودیم، مشغول گفتگو بودیم، حضرت رسول(صلی الله علیه وآله) سوار شترشان بودند، از کنار ما عبور کردند- فرمایش پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، خطاب به ماهاست، دربارۀ ما این حرف گفته شده-

می فرمایند: چگونه است که می بینم محبّت دنیا بر بسیاری از مردم غالب شده! گویا مرگ برای آنها نیست و فقط برای دیگران مرگ مقدّر و معیّن شده است، اینها بنا نیست بمیرند! اینطور مُکِبّ بر دنیا و محبّت دنیایند، کأنّه بنا نیست از دنیا جدا بشوند. این حقوقی که مردم دارند، مسلمانها دارند، گویا این حقوق بر اینها واجب نشده است و بر دیگران این حقوق واجب شده است! گویا اصلاً اطلاعی ندارند از مردمی که قبل از اینها وارد عالَم اموات شدند و مُردند. کلمۀ سَفر جمع سافِر است.

گویا اینها خیال می کنند که این مُرده هایی که رفتند، این مُرده ها مسافرانی هستند که به زودی به طرف اینها برمی گردند. کأنّه اصلاً مرگ به معنای واقعی اش برای اینها جا نیفتاده! مُرده ها را در قبرها جا می دهند، میراث آنها را می خورند، خیال می کنند که خودشان بعد از این مُرده ها تا ابد بناست در دنیا بمانند! کأنّه باورشان این است.

 ممکن است ما بگوییم: ما که مرگ را قبول داریم. بله، در ذهنمان قبول داریم، امّا در باطنِ دلمان کأنّه قبول نداریم که روزی باید از این عالم به عالَم برزخ برویم و وارد در یک عالَمِ عجیب ناشناخته ای شویم که انسان قادر بر کوچک ترین عملی برای نجات خودش نیست. در اینجا هزار کار می توانیم برای نجات خودمان انجام بدهیم؛ توسّل کنیم، خدمت کنیم، تلاش کنیم، مجاهدت کنیم، همه کار می توانیم بکنیم امّا آنجا که رفتیم، دستها بسته است، برای نجات خودمان از مشکلاتی که آنجا ممکن است پیش بیاید، راهی وجود ندارد.

 این را باید از عُمق جان باور کرد، صِرف باورِ عقلی و ذهنی کافی نیست (فادِحَه به معنای حوادث سخت و دشوار است).

لینک کوتاه : https://khm14.ir/?p=2713
  • 31 بازدید

نوشته های مشابه

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.