تاریخ : سه شنبه, ۲۸ دی , ۱۴۰۰

بسته های موضوعی

از قبیله خورشید بررسی تاریخی تحلیلی حجاب در سیره حضرت فاطمه زهرا فاطمه زهرا تجلی تمام زنان مقدس قرآنی تربیت فرزند در سیره حضرت فاطمه سلام الله علیها حیا منشـا تمام خوبی ها پیامد های دعا سه مورد فساد آور ارتباط موت و نماز به سوی مقصد لزوم پاکیزه نمودن نفس از شهوات علماى باللّه و عالمان بى عمل غفلت بشر حقیقت مرگ از دیدگاه قرآن کریم خجالت نمى کشى؟ از خدا نمى ترسى؟ ذکر خدا را همیشه داشته باشید دستوری جهت وسعت رزق در مورد ضرورت رجعت بر قلّه‌های معرفت توصیه «شیخ رجبعلی خیاط» به فرد گرفتار مراحل چهارگانه‌ی کمال ربوبیّت گسترده‌ی ربّ العالمین خدا نکند از آنها دور باشیم! صداقت در دعا بهترین رفیق چگونگی ایجاد فضا برای نشر معارف اهل بیت علیهم‌السلام تأثیر رفتار و اعمال ما در زندگی تأثیر کلام استاد راه درمان وسواس اگر نعمت فراوان نیست، قطعا بدانیم که شکر نکرده ایم از نگاه دین باید چه چیزهایی به کودکان آموخت نقش الگویی حضرت زهرا (س) برای زنان و مردان اولویت ها و انتخاب های حضرت زهرا (س) در زندگی شیوه فرزند پروری حضرت زهرا (سلام الله علیها ) حضرت زهرا (س) الگویی برای خوب زندگی کردن توصیه های امام کاظم (ع) درباره تربیت فرزند درس های از زندگی امام سجاد (علیه السلام) روش های برخورد با مشکلات از نگاه نهج البلاغه تربیت دینی فرزندان امیدآفرینی در زندگی سبک زندگی قرآن پسند توصیه های امام حسن(علیه السلام) برای داشتن زندگی آرام موانع استجابت دعا را بشناسید شما فرصت سوز هستید یا فرصت ساز چرا باید مهارت های زندگی را آموخت ۴ عامل روان شناختی موثر بر انتخاب سبک زندگی ما به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ محتاجیم، نه آنها به ما گاو بنی اسرائیـــل مناظره حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود حضرت آدم علیه السلام احـکام فاطمــیه

1

مناظره حضرت ابراهیم علیه السلام با نمرود

نکه حضرت ابراهیم(ع) به دور از چشم مردم بت ها را شکست، او را نزد نمرود بردند. ابراهیم(ع) برای اثبات خدای یگانه و رد ادعای ربوبیت نمرود، با وی مناظره کرد. این مناظره در حضور مردم برگزار شد و در سوره بقره به مناظره حضرت ابراهیم و نمرود اشاره شده است.

ابراهیم علیه السلام و نمرود

نَمرود بن کَنعان پادشاه بابِل در دوره حضرت ابراهیم(ع) است. در قرآن به نام نمرود تصریح نشده، اما در سوره بقره و انبیاء از وی یاد شده است. او بت‌ پرست بود و در قلمرو وی آیین بت ‌پرستی رواج داشت. از آنجا که کاهنان پیش ‌گویی کرده بودند فرزندی به نام ابراهیم به دنیا خواهد آمد که با بت‌ پرستی مبارزه و فرمانروایی نمرود را از بین خواهد برد، نمرود از ترس به دنیا آمدن ابراهیم دستور کشتن هر فرزند پسری که متولد می‌ شد را صادر کرد، اما ابراهیم به صورت مخفیانه به دنیا آمد.

نمرود به سبب توهین ابراهیم(ع) به بت ‌های مردم و شکستن آنها او را محاکمه و با وی مناظره کرد. پس از آنکه در مناظره با وی شکست خورد او را به آتش انداخت؛ اما بعد از آنکه از سالم‌ بودن ابراهیم(ع) مطلع شد او را آزاد کرد و برای خدا قربانی کرد، اما حاضر نشد به او ایمان بیاورد.

عظمت معجزه ابراهیم همان گونه که مردم بابل را متأثر ساخت، متوجه کاخ نمرود هم گشت و این موج خطرناک کاخ او را متزلزل ساخت و خبر ابراهیم و معجزه جاوید او دهان به دهان به گوش او رسید، لیکن نمرود به عصیان خود و اتهام به ابراهیم افزود.

مگر نه این است که ابراهیم خدایان آنان را مورد بی حرمتی قرار داده و قوم را در عبادت بت ها سرزنش می کند.

نمرود از شدت خشم و غضب ابراهیم را احضار کرد، آنگاه که ابراهیم در مقابل او قرار گرفت، نمرود به صورت ابراهیم علیه السّلام خیره شد و سپس گفت: این چه آشوبی است که بپا کرده ای؟ این چه آتشی است که روشن کرده ای؟ این خدایی که به سوی او دعوت می کنی کیست؟ مگر تو خدایی جز من می شناسی؟ مگر غیر از من خدایی که مستحق عبادت باشد سراغ داری؟ کیست که مقامش از من بالاتر و حکمش از من نافذتر باشد؟!

ای ابراهیم مگر نمی بینی که تمام شئون مملکت و تصرف و تدبیر در امور بدست من است؟ مشکلات را حل و فصل می نمایم، دستور من نافذ و حکم من قطعی است، چشمهای مردم به من دوخته شده و آرزوهایشان به من ختم می شود. آیا مخالفی برای من یافته ای؟ آیا دیده ای کسی علیه من قیام کند، چرا تو از روش سایر مردم جدا شده ای و اتحاد و اتفاق ایشان را برهم زده ای و در امورشان کارشکنی می کنی؟ خدای تو چیست که به سوی آن دعوت می کنی؟ او که مردم را به عبادتش تشویق می کنی کیست؟

ابراهیم علیه السّلام در پاسخ نمرود با خاطری آرام و بیانی شیرین گفت: «خدای من کسی است که زنده می کند و می میراند. تنها خدای من است که جان می دهد و جان می گیرد.

موجودات را خلق می کند و نابود می سازد.» و چون آنها را می آفریند، تا زمانی که عمر آنها مقرر و اجلشان مقدّر نباشد، برپا می دارد.

ابراهیم علیه السّلام با سنگ استدلال، یاوه های نمرود را درهم شکست و با برهان روشن، او را مغلوب نمود، ولی غرور و طغیان، نمرود را برانگیخت تا با سفسطه به مکابره و مجادله با ابراهیم بپردازد. او در پاسخ به ابراهیم گفت: من هرکه را که بخواهم پس از آنکه آنان را به مرگ محکوم کردم، زنده اشان می کنم و پس از این که شبح مرگ بر ایشان مجسم شده بود، از نعمت حیات بهره مندشان می سازم، و آنگاه که روح یک مجرم بر محرومیت خود از زندگی حسرت می خورد، نسیم جان بخش حیات را بر او می دمم و در مقابل او ابواب آرزوی حیات را می گشایم و زندگی او را مدیون خود می سازم.

من به همین طریق جان هرکه را بخواهم می گیرم، به امر و حکم خود او را نابود می گردانم، و به زودی روح از کالبدش جدا و از زندگی محرومش می سازم و بدین طریق خدای تو کار تازه و خارق العاده ای انجام نمی دهد!

نمرود در مقابل استدلال ابراهیم و پاسخ او راه حیله را پیش گرفت و در ستیزه جویی خود، راه مجادله را پیمود، زیرا از آنچه ابراهیم درباره مبدأ و معاد گفته بود و در اطراف بخشش روح و گرفتن آن بحث نموده بود، کناره گیری نمود و از بیراهه وارد شد و گفت: من هم می توانم جان بگیرم و جان بدهم ولی آیا این مغرور جاهل در مقابل عزم و اراده راسخ نبوت و سیل حجت ابراهیم می تواند دوام بیاورد و استقامت نماید.

ابراهیم علیه السّلام گفت: ای نمرود خدای یکتا خورشید را مسخر خود ساخته برنامه ای برای آن قرار داده که نمی تواند از لوای آن برنامه خارج گردد. خدای من خورشید را از مشرق می آورد و در مغرب می نشاند. تو اگر ادعای قدرت داری و گمان می کنی خدا هستی، این برنامه خورشید را که طبق قانون الهی اداره می شود، تغییر ده و آن را از مغرب برآور.

نمرود کافر مبهوت شد و جهل و گمراهی او آشکار و دروغ و فریبش ظاهر گشت زیرا بیان شیرین و برهان کامل ابراهیم او را رسوا ساخته و معجزه آشکار ابراهیم او را درهم شکسته بود.

نمرود ترسید تخت سلطنت او درهم فروریزد و ارکان قدرت وی متلاشی گردد، لذا ابراهیم را به حال خود گذاشت، درحالی که او در نظرش مبغوض ترین مردم بود و بیش از همه او را دشمن می داشت ولی راه چاره ای نداشت و ابراهیم دعوت جدیدی را آغاز کرده و با اعجاز خارق العاده ای آن را مستحکم ساخته است.

نمرود از قدرت ابراهیم علیه السّلام وحشت داشت، می ترسید اگر مخالفت با او را اعلان کند و دشمنی خود را آشکار سازد کرسی ریاست او درهم فروریزد، لذا گرچه در ظاهر با ابراهیم کاری نداشت ولی پنهانی در کمین او بود و وضع زندگی وی را تحت نظر داشت. نمرود منتظر فرصتی بود تا انتقام خود را از ابراهیم بگیرد و جاسوسان خود را فرستاد تا مردم را از پیروی او بترسانند و از اطراف او متفرق سازند.

ابراهیم علیه السّلام همانند سایر مصلحین که در راه هدایت قوم خود، متحمل مصائب و مشکلات زیادی شدند، خود و مسلک خود را از تعدی نمرود و نمرودیان نجات داد و به فکر مهاجرت از سرزمین بابل افتاد. ابراهیم از سرزمینی که توانایی شکوفایی دین و آیین او را ندارد و تلاش در آن بیهوده است، بیرون می رود. ابراهیم علیه السّلام به فکر جایی است که در آن دعوت و رسالت او گوشی شنوا و عقلی آزاد از بند هوی و هوس بیابد.

ابراهیم علیه السّلام وطن و قوم خویش را وقتی رها کرد که شایسته عذاب گشته بودند، زیرا با وجود حجت و دلیل قاطعی که ابراهیم بر آنها عرضه کرده بود ایمان نیاوردند و تحت تأثیر اعجاز وی قرار نگرفتند و با او آشکارا به ستیز و دشمنی پرداختند، در این شرایط ابراهیم سرزمین بابل را رها و به سوی سرزمین فلسطین حرکت کرد و در مسیر خود مدتی در شهر حرّان توقف نمود.

لینک کوتاه : https://khm14.ir/?p=657
  • 25 بازدید

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.